کسی همواره بامن است
کسی
همواره بامن است .
آکنده از رفتن
و بازوانی که
بوی تدفین می دهد.
کسی
شانه به شانه ام
همواره مرا می فروشد
چون زنی دستفروش
که در انحلال تاریک بازار
و آشفتگی زباله ها
از آمدنهای پر غرور
و بودنها
و رفتن ها
بوی عود می فروشد و صندل.
کسی همواره بامن است
که بازوانش
بوی چمدانهای کهنه می دهد
و دهانش
به زنی می ماند
که بوی خوش می فروشد.
و نفسهایم را
بی تقطیع جار می زند
کسی که آن گوشه
آتش هدیه می کند
ومن
بی صدا تکیه می دهم
به آخرین دیوار
که عطر آوار
می پراکند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۶ ساعت 14:10 توسط غلامرضا منجزی
|
تمام نوشته هاي اين وبلاگ، (اعم از شعر ، داستان يا مقاله ) به قلم نويسنده وبلاگ مي باشد.چنانچه مضمون يا اثري از ساير نويسندگان درج گردد، منبع آن جهت اطلاع خوانندگان محترم ذكر مي شود. چاپ و كپي برداري از مطالب اينجانب در اين وبلاگ با ذكر منبع بلامانع است.